توی زندگی همه ی ما احتمالا آدم هایی وجود دارد که آرزو می کنیم کاش دوستشان نداشتیم، کاش اصلا دوستشان نداشتیم!
..
توی زندگی همه ی ما احتمالا آدم هایی وجود دارد که دیگر وجود ندارند اما توهم دوست داشتنشان ، توهم اینکه پای ما ایستاده اند، توهم مقایسه شان با آدم هایی که سر راهمان قرار می گیرند/ آدم هایی که داریم، همیشه با ماست!
..
توی زندگی ما .. دوست داشتنی های دوست نداشتنی زیادی وجود دارد!
دوست داشتنی هایی که کاش هیچ وقت نبودند تا واقعیت زندگی دوست داشتنی تر می بود!
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی
فکر می کنم مسخره باشد که مردی
به این فهمیدگی برای همچو زنی رنج بکشد که حتی زن جالبی هم نیست، چون می گویند
خیلی احمق است..مادام دلوم این را با خردمندی
آدم های عاشق نشده گفت که معتقدند یک مرد فهمیده باید تنها به خاطر کسی غصه بخورد
که لیاقتش را داشته باشد، و این کما بیش به آن می ماند که کسی تعجب کند چرا آدم به
خاطرچیزی به کوچکی یک باسیل ناقابل دچار وبا می شود. * در جستجوی زمان از دست رفته/ مارسل پروست
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی
می شود هزار بار عاشق چشمان تر زائرانت شداصلا حرمت جان می دهد برای چشم چرانی!..از قرارگاه همیشگیم .. صحن انقلاب ، روبه روی سقاخانه و ایوان طلا
.. مستقیم می آیم سمت تو .. نیمه ی راه چشم هایم را می بندم و تصویرت را توی دلم
مرور میکنم .. یک تصویر افتاده توی دلم .. بر می گردم که دلم یادش بیاید رفتنیم
ازاین حریم و بشکند .. دلم می شکند .. باز بر می گردم سمت تو که اینبار تصویرت چند
برابر توی آینه شکسته دلم بیفتد .. تصویرت می شود هفت تا .. بر می گردم ، می شکند،
بر می گردم، تصویر می شود هفتاد تا .. و باز بر می گردم و بر می گردم که هزاران
هزار بار روی هزاران هزار تکه از روحم تصویرت بیفتد .. اصلا ژن بشود این تصویر و
نسل به نسل بیفتد به جانِ آینده !..خیلی بابایی شده ام .. خیلی اینبار دلم را برده ای .. خیلی خیلی
زود به زود بطلبم آقا ! دل نوشت:یک روز همدیگر را نبینیم من بغض میکنم حضرت عشق و حیات گریه ..
مانده ام با این ماه مهر ِ نامهربان چه کنم!
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی
بعضی از آدم ها هم هستند که هی دلشان می خواهد تنهاییشان را وسیع و
وسیع تر کنند .. دست آخر هم دلشان از تنهاییشان بترکد و احتمالا با ژست خرده بورژواها
عصرها کنار دکه های روزنامه فروشی بایستند و سیگار دود کنند و شب بیایند خانه و
توی پارچ تک نفره شان آب بخورند و قرص آلپرازولام کوفت کنند .خب اینکه یکی از پرسوناهای پنهانم قصد دارد مرا شبیه چنین آدمی کند
شک نکنید .. منتها من نه اهل سیگار کشیدنم نه قرص خوردن و نه اهل این ژست های
روشنفکرانه.. که اگر بودم صد در صد اسم این وبلاگ چیز دیگری بود مثل خودکشی های
نیمه نفس یک ساحل یا مثلا دیالکتیک یک فنجان قهوه ی تلخ و یا.. نمیدانم یک همچین
اسم هایی احتمالا!تهران به "من" نمی آید اما به این پرسونای خودفروخته ی
معلوم الحال می آید .بیچاره "من" بدبخت ! .. دوست ندارد اینجا را .. غریبی می
کند.. غمگین است و بی حوصله .. امروز فقط چند کلمه با همکلاسی هایش حرف زده .. در
حد اینکه گفته اند :سلام .. ما شمارا ندیده ایم .. دانشجوی تکمیل ظرفیت هستید .. و
جواب شنیده اند .. سلام .. نخیر .. بیکار نبودم از اول مهر بیایم .این من بدبخت از سه شنبه که آمده دنبال خانه گشته و به دلیل قیمت
بالای ولنجک نتوانسته خانه پیدا کند و حاضر نیست خوابگاه هم برود و یکی دیگر از
پرسوناهای معلوم الحالش حالش را گرفته که : هه! یا
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی
من
به لطف نگاهت ای باران، سوی مشهد زیاد می آیم
دست بر روی سینه هر بار از، سمت باب الجواد می آیم*برقعی یکی از خوبی های این شهر بی در و پیکر این است که نسبت به جنوب غرب
به شمال شرق نزدیک تر است.جایتان سبز .. عرفه .. صحن رضوی .. عجب چسبید !و ما ادراک دربه دری و شلوغی و صبحانه
دونات رضوی و نهار اشترودل با سس رضوی؟ :دیبسی فراوان انرژی گرفته ایم : ) آقای مهربانی ها مچکریم .اعیاد مبارک
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی

نظرتون چیه ترنمُ کباب کنیم؟
خونه .. مامان .. قرمه سبزی .. ترنم .. آبجیا .. نگار و سمیه .. پست عکس دار .. وااااای .. جای شما ..(جای شما فقط قرمه سبزی می خوریم، ماچ و بوسه ها و تحویل گرفتنا همه مال خودمه :D)
برچسب:
نویسنده: کوروش فراهانی